محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
752
آثار عجم ( فارسى )
- چنان كه گفته آمد و گذشت - و آن حضرت ، از اهل فضل و صلاح و تقوى بوده ؛ قائم اللّيل ، صائم النّهار ، در عهد خلفا ، به شيراز آمده ( 39 ) و در آنجا منزوى شده ؛ گويند كه از حق الكتابهء كلام اللّه مجيد ، بسيارى از بندگان [ را ] آزاد [ 449 f ] فرموده . چند سال قبل ، شبى آن بزرگوار را در خواب ديدم ؛ در حالتى كه قرآن مجيد كتابت مىنمود . فقير را فرمود : تمثال مرا بركش و اشاره كرد به پردهاى كه براى تصوير ، مهيّا داشتم . چون بيدار گرديدم ، چراغ افروخته ؛ تا هنوز شبيه مباركش از نظرم نرفته بود ، بر آن پردهء مذكور ، طرحى ريختم و تا دو روز به اتمام رسانيدم و بر آن بقعه ، وقفش ساختم . در اينكه آن حضرت را شهيد كردهاند يا وفات يافته ، مختلف نوشتهاند . به هر حال ، بقعهء منوّرهاش ، مطاف و زيارتگاه و محلّ فيض است و بسيارى از سادات و اخيار و صلحا و ابرار ، در جوارش مدفونند . در طرف دست چپ آن بزرگوار ، مرقد كوچكى است و در آن ، لوحى كه بر روى آن نقش است : ابراهيم بن محمّد بن موسى . و مىگويند فرزند آن حضرت است و فقير در بعض از كتب ديدهام كه حضرت سيّد امير محمّد را فرزندى است معروف به ابراهيم مجاب ؛ و در عتبات عاليات نيز مزارى است معروف به ابراهيم مجاب ، و مىگويند آن ، ولد ديگر حضرت سيّد مير محمّد است ؛ اللّه اعلم . بالجمله ، بر بقعهاش ، گنبدى برپاست كه در اين ازمنه ، آن را مرحوم ظهير الدّوله ساخت ؛ ولى به واسطهء عدم اهتمام معماران ، بناى خرابى را دارد و معتكفان آن آستانه را همواره بوجود مسعود پادشاه اسلام - خلّد اللّه ملكه - اين دعاست كه حق تعالى ، دولتش را پاينده دارد تا به مرمّت آن گنبد همّت گمارد . گويند در عهد نادر شاه افشار ، به حكم وى ، آن بقعه مرمّتى شده و ضريح آن را مرحوم شاهزاده معتمد الدّوله « 1 » ، اويس ميرزا - طاب ثراه - نقره نموده و مرحوم فرهنگ ، اشعارى سروده كه بر نقره نقش شده ؛ مادّه تاريخش اين است : از پى تاريخ آن به حلقهء احباب * لفظى جستم ز بخردان سخنور ناگه فرهنگ سر ز حلقه برآورد * گفت بجو سالش از « ضريح منّور » « 2 » [ 450 f ] و جدران ضريح مطهّر را نيز ، شاهزادهء مرحوم مذكور ، آيينهكارى كرده - جزاه اللّه خيرا - . موقوفات بسيارى آن حضرت داشته ؛ از ضياع خوب و املاك
--> ( 1 ) . معتمد الدّوله : پسر مرحوم حاجى معتمد الدّوله فرهاد ميرزا - طاب ثراهما - است . ( 2 ) . ضريح منوّر : يك هزار و سيصد و چهارده است . چون سرحلقه كه هشت باشد ، از آن اخراج شود ، يك هزار و سيصد و شش مىشود .